شب زنده داری
دیشب تا صبح نیمه بیدار بودم حالم اصلا خوب نبود یه حالتی بین مسمومیت و سرما خوردگی . عسل چشم تا صبح بیدار بود منم ساعت ۵ بیدار شدم با هم نشستیم و صبحانه خوردیم بعد دوباره خوابیدم تا ساعت ۱ الان یه کم بهترم باید ۲ تا تمرینم رو تکمیل کنم بفرستم .
-واقعا دیشب به پشتکار تو ایمان آوردم . دوست دارم منم مثل تو باشم.
+ نوشته شده در دوشنبه هفتم بهمن 1387ساعت 0:34  توسط آرنولد
|
