تبليغاتX
قصه زندگی‌ من - زن دوم

قصه زندگی‌ من

یک هدیه برای عشقم عسل چشم

زن دوم

دیشب فیلم زن دوم رو که چند روز پیش  دیده بودی نگاه کردم قصه عشق یک زن و مرد که خیلی هم باهم خوشبخت هستند اما با یه اتفاق ساده یه تلفن ! زندگی شون به هم میریزه. پنهان کردن اون رابطه کار اشتباهی‌ بود، مهتاب(نیکی‌ کریمی‌) اصرار داشته تا این رابطه پنهان بمونه در یک کلام یک زن آرمان خواه و آزاده، تا آخر فیلم هم تصویری که از بهرام(مجمدرضافروتن) برامون بعد از جدایی نشون میدند در حال مرور یه آهنگ، مراقبت از یادگاری‌ها و خاطرات مهتاب و اینکه خونه مهتاب رو میخره و فقط تو اونجا آرامش پیدا می‌کنه راحت رو مبل لم میده و تلویزیون میبینه چیزی که تو خونه خودش ازش ندیدیم و روزنامه اعتماد همون روزنامه ای که مهتاب توش کار میکرد و یه جورهابی هم سمبل روشنفکری هر دو شون بود علاوه بر اینکه هر دوهم نویسنده بودند . ۱۲ سال خیلی‌ زود میگذره و تو سالگرد جدایی شون که همون سالگرد بازگشت همسر اولش هست تنهائی تو بالکن اشک میریزه و همسرش میفهمه که نباید حرفی‌ بزنه و ۲ تا بلیت هواپیما رو پاره می‌کنه، چون اگر هم سفرشون انجام بشه براش جز عذاب چیزی نیست. شاید تو بالکن داشت دعا میکرد آخر فیلم هم که میبینیم تو یه برنامه تلویزینی مصاحبه با مهتاب رو میبینه و اینکه ازش خبری پیدا کرده میره تو بالکن، و دعا می‌کنه.برام خیلی‌ جالب بود حق قضاوت ندارم اما اینو بهت بگم اگر اون جدایی اتفاق نمی افتاد عشقشون این قدر دوام پیدا نمیکرد به قول مارگارت بیگل عشق ما نیازمند رهایی است نه تصاحب در راه خویش ایثار باید نه انجام وظیفه.


+ نوشته شده در  یکشنبه هشتم دی 1387ساعت 14:48  توسط آرنولد  |